ابزار وبمستر

ما مي توانيم - شعر درباره كار

مرد يعني كار و كار و كار و كار *  يكسره در شيفت هاي بيشمار

مثل يك چيزي ميان منگنه * روز و شب از هر طرف تحت فشار

مرد موجي است هي در حال دو * جان بر آرد تا برآرد انتظار

او خودش همواره در توليد پول * ليك فرزند و عيالش پول خوار

با چه عشقي دائما در چرخشند * گرد شهد جيب او زنبور وار

چون كه آخر شب به منزل مي رسد * خسته اما با لباني خنده بار

جاي چاي و يك خدا قوت به او * مي شود صد ليست در پيشش قطار

از كتاب و دفتر و خودكار ، تا * اسفناج و پرتقال و زهرمار

آن يكي مي خواهد از او شهريه * اين يكي هم كفش و كيفي مارك دار

هر چه مي گويد كه جيبم خالي است * هر چه مي گويد ندارم ، اي هوار

نعره مي آيد : "به ما مربوط نيست * ما مگر گفتيم ماها را بيار"

مرد يعني آن كه با پول و پله * مي شود در خانه ، صاحب اعتبار

مرد يعني سكته ، يعني سي سي يو * ختم مطلب ، مرد يعني جان نثار

خلقتش اصلا به اين خاطر بود * تا درآرد روزگار از وي دمار

منبع :

http://rasoolseidali.blogfa.com/post-43.aspx



Share

من چقدر ساده راه مي‌روم

تو:

چه‌قدر سخت!

من:

مي‌دوم

مثل برق و باد

راحت و رها!

تو ولي

گير كرده‌اي

توي پيچ كوچه‌ها

روي دوش من

كيف مدرسه

فكر من

وول مي‌خورد

در حساب و هندسه

روي دوش تو

بار خستگي

آرزوي كوچكت

خرد شد

در هجوم دلشكستگي!

بار زندگي

روي شانه‌هاي تو!

مانده روي برف كوچه‌ها

جاي پاي تو ...

 

¨

در برابر تو من چه‌قدر كوچكم

تو

مثل يك درخت

مثل يك درخت واقعي

بزرگ مي‌شوي

من ولي هنوز

كودكم!

«كبرا بابايي»



Share

 

شعر كارگر,شعر روز كارگر,شعر براي روز كارگر,اشعار روز كارگر

 

 

«شعر كارگر به مناسبت روز جهاني كار و كارگر»

 

خواستم شعري برايت بگويم كارگر

شعري از پر پينه دستت،

شعري از پر كينه قلبت،

درد و رنجت.

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

شعري از كاخ ستم گر،

شعري از كوخ تو رنج بر،

شعري از گرماي آتش پاي كوره،

شعري از سنگيني زنجير

شعري از تاريكي دخمه،

و اندر معدون و خانه.

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

شعري از برخورد با آهن،

به جاي گل،

تمام صبح و شب هايت،

شعري از نابودي ايمانت،

شعري از شرمت به پيش خرد فرزندت،

به پيش بي گنه همسر،

تمناشان لباسي نو.

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

... شعري از احساس مردن زير بار زندگي،

و آن پتكي كه مي كوبي

نه بر آهن،

كه بر فرق تمام بي شرافت ها،

كه بر انديشه ناپاك غارت گر

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

شعري از كارگر ظلم و ستم،

شعري از كارگر خشم و خروش

شعري از وحدت با محرومان،

شعري از خشم فراوان،

شعري از چالش با مترف ها،

شعري از ...

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

اما...

خبر رسيد...

خبر رسيد كه ظلمت به سوي نابودي است،

نبرد ما به سوي پيروزي است.

خبر رسيد كه دنيا به كام ما شده است،

و روز فتح و ظفر بر همه عيان شده است.

خبر رسيد كه دست خدا از آستين امت،

بريده است دست ستم گران ضد امت.

خبر رسيد كه سرمايه دار بي ايمان،

بگشت فنا به دست مردان.

خبر رسيد كاخ مزدوران،

گشته مسخر دست مستضعفان و محرومان.

 

*****روز جهاني كار و كارگر مبارك*****

 

خبر رسيد كه غارت گر پر تزوير،

شدند اسير مردم به يك زنجير.

خبر رسيد كه روز آبادي است.

و روز جشن و سرور و آزادي است.

خبر رسيد كه ايمان برنده شد بر زور،

رسيد موسم شادي و جشن و سرور.

خبر رسيد كه روز كارگر برپا شد،

جهان دگر شد و حال كارگر ديگر شد.

 

منبع:mirasyar.persianblog.ir



Share

من مضاعف مي كنم كار و تلاش


بهر كسب علم و ايمان و معاش


در مسير اقتدار كشورم


اين بلنداي عدالت پرورم


سرزمين داستان راستان


تا نگين حلقه هاي باستان


تا قيامت نامدار و منجلي


تحت امر رهبرم سيد علي 



Share

موضوعات

آمار وبلاگ و پیام صوتی

تعداد بازدید : 499432
تعداد نوشته ها : 720
تعداد نظرات : 37
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 499432
تعداد نوشته ها : 720
تعداد نظرات : 37
ADS

پیام مدیر

لوگوی ما

لوگوی دوستان

سایر امکانات

X