ابزار وبمستر

ما مي توانيم - خداشناسي و رفتار اقتصادي

اهميت پردازش الگوي انسان اقتصادي در نظريه‌پردازي‌هاي اقتصادي، هر اقتصاددان مسلمان را وا مي‌دارد تا پيش از داخل شدن در هر گستره اقتصادي، درباره اين موضوع بينديشد. برخي از مباني فلسفي اسلام مي‌تواند ما را در پردازش >انساناقتصادي ياري دهد. در گستره >خداشناسي، آموزه‌هاي «توحيد افعالي» رابطه‌اي خاص بين خداوند و انسان برقرار مي‌سازد كه در آن، از انسان سلب اختيار نشده و از طرف ديگر نيز آن‌گونه نيست كه در اين جهان به خود واگذار و رها شده باشد. «توحيد عبادي» نيز ويژگي‌هاي رابطه مزبور را دقيق‌تر نشان داده، تأكيد مي‌كند كه دخالت پروردگار در امور انسان از دو جنبه تكويني درباره انسان، با آفرينش امور فطري تحقق يافته كه مطلق‌گرايي» و «لذت‌پذيري» دو نمونه از آن است. توحيد عبادي تشريعي نيز از مباني خداشناسي شناخت وحياني بوده، جايگاه آن را در بين ديگر منابع شناخت معين مي‌كند.

پس از مباني خداشناسي به جهت سنخيت با موضوع انسان اقتصادي، بايد به مباني انسان‌شناسي پرداخت تا از آموزه‌‌هاي اسلامي، عناصري استخراج شود كه در ترسيم اين الگو به طور كامل مؤثر باشد. مباني انسان‌شناسي اسلام، فطرت» را مهمترين ويژگي مشترك همه انسان‌ها در نظر گرفته است.

از امور فطري كه در شناسايي ويژگي‌هاي انسان‌ اقتصادي تأثير دارد، «لذت‌پذيري و الم‌گريزي» و نيز «مطلق‌گراييِ» >نفساست. با پذيرفتن «مطلق‌گرايي» به صورت يكي از امور فطري مي‌توان پيش‌بيني كرد كه بيشينه‌سازي به گونه‌اي كه بتواند امور غير مادي را نيز پوشش دهد يكي ديگر از ويژگي‌هاي الگوي فرضي انسان اقتصادي از ديدگاه اسلام است؛ «لذت‌پذيري و الم‌گريزي انسان» نيز بايد با توجه به يكي ديگر از مباني انسان‌شناسي اسلام يعني «تجرد و بقاي روح» مطرح شود. با تركيب آموزه‌هاي مزبور مي‌توان انتظار داشت كه در گستره هستي‌شناسي هر نظريه‌پردازي كه «مطلق‌گرايي» و «لذت‌پذيري و الم‌گريزي» را از ويژگي‌هاي مشترك هر انساني بداند، در پردازش الگوي انسان اقتصادي بايد «حداكثرسازي بهره‌مند‌ي‌ها يا لذات» را از ويژگي‌هاي مطرح شده در آن الگو لحاظ كند؛ البته اين ويژگي داراي حالت‌هاي گوناگون است كه با توجه به مباني ارزشي اسلامي، ‌يكي از آنان برگزيده و انسان اقتصادي مطلوب معرفي مي‌شود.

مباني جهان‌شناسي اسلام، جنبه ديگري از الگوي انسان اقتصادي را روشن مي‌كند. شامل بودن هستي از دو بخش اساسي طبيعت و ماوراي طبيعت و تأثيرپذيري اين دو از يكديگر از عناصر اين گستره هستند كه بايد به آنها توجه شود. نظام سرمايه‌داري با پذيرش عدم تأثيرپذيري اين دو از يكديگر،‌ الگوي خاصي را براي انسان اقتصادي مطرح كرد. با توجه به اهميت اين تأثيرپذيري در ترسيم جايگاه انسان در هستي‌شناسي مي‌توان انتظار داشت از آنجا كه مباني جهان‌شناسي اسلام چنين تأثيرپذيري را مي‌پذيرد، مي‌تواند معرف الگوي ديگري براي انسان باشد. با مطالعه ديدگاه اسلام درباره روابط حاكم بين طبيعت و ماوراي طبيعت مي‌توان تأثيرگذاري چنين جهان‌شناسي را بر الگوي انسان اقتصادي پي گرفت. از مهمترين روابطي كه قرآن كريم در اين‌باره به معرفي آنها پرداخته، «امدادهاي غيبي»، «ابتلاء» و «هماهنگي تلاش و پاداش» است. روابط مزبور افزون بر اين مي‌تواند در تبيين و تحليل قاعده رفتاري الگوي انسان اقتصادي مطلوب كه با توجه به مباني ارزشي اسلام معرفي خواهد شد، مورد استفاده قرار گيرد.
بهترين روش براي شناسايي ويژگي‌هاي انسان اقتصادي مطلوب در فرهنگ ديني، رديابي ويژگي‌هاي «انسان كامل» است. انسان كامل كه قرآن كريم با عنوان «عباد الرحمن» از آنها ياد كرده در گستره‌هاي گوناگون رفتاري ويژگي‌هاي خاص دارد. در گستره رفتارهاي اقتصادي، مهمترين ويژگي كه به آن اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن اين ويژگي به تلاش ديگري نياز دارد كه به نظر مي‌رسد شناخت وحياني به خوبي از عهده آن بر مي‌آيد. در «اخلاق اسلامي» و «فقه اسلامي» مي‌توان مباني را يافت كه با استفاده از آن ثابت مي‌شود، تعريف اعتدال به برداشت ويژه از عنصر «بهترين تركيب» در تعريف ارائه شده براي الگوي انسان اقتصادي باز مي‌گردد. در اين برداشت بايد تركيب بين بهره‌مندي‌هاي گوناگون به گونه‌اي باشد كه هيچ‌يك از آنها مورد غفلت و فراموشي قرار نگيرد و جاي خود را به ديگري ندهد



Share

خداشناسي و رفتار اقتصادي


نظام اقتصادي حاكم در دنياي فعلي، بر اساس برداشت و تفسير خاصي كه از خدا، جهان، انسان و جامعه ارائه مي دهد، بنيانهاي خود را بنا نهاده، و انسان‌محوري را در همه فعاليتهاي اقتصادي، اصل پايداري قرار داده، و نظام اقتصادي را بر پايه اعتقاد به اين آموزه ها طراحي و اجرا كرده است. در هر نظامي، الگوهاي رفتاري در عرصه فعاليت هاي اقتصادي، برخاسته از حقوق اقتصادي ويژه و حقوق اقتصادي، از اصول و قواعد اساسي نظام اقتصادي آن شكل مي گيرد، و آن اصول و قواعد اساسي، بر اساس ديدگاه خاصي كه هر نظامي درباره مقوله‌هاي خدا، جهان، انسان و جامعه ارائه مي دهد، سامان مي يابد؛ براي مثال، در نظام اقتصاد سرمايه داري يكي از عوامل تعيين كننده ميزان پس انداز و سرمايه‌گذاري، نرخ بهره است. (1)‏
گفتار اول: خداشناسيمهمترين پرسشي كه ممكن است درباره خداشناسي براي مخاطبان اين بحث پيش آيد، آن‌است كه چگونه ممكن است خداشناسي انسان در رفتارهاي اقتصادي او، بلكه در نظام اقتصادي تاثير داشته باشد، و نيز نوع برداشت خاص از خدا‌شناسي باعث پذيرش نوع خاصي از رفتارهاي اقتصادي در عرصه خرد و كلان و همچنين باعث پذيرفتن نظام اقتصادي متمايزي با ساير نظامها شود؟اگر پاسخ سئوال پيشين مثبت باشد، ضرورت دارد به مقوله خداشناسي ازديدگاه امير مومنان(ع) و تاثير آن در زمينه اقتصادي بپردازيم؛ وگرنه به اين بحث نيازي نخواهد بود. براي‌نشان دادن اين ضرورت به استدلالهاي فلسفي و كلامي نيازي نيست؛ بلكه با اشاره اي كوتاه به تاريخ مباني اعتقادي ساير نظامهاي اقتصادي و تاثير نوع باور آنها درباره خدا در شكل گيري نظام اقتصادي آنها مطلب روشن خواهد شد. ‏اساسي ترين مباني اعتقادي و فلسفي نظام سرمايه‌داري ليبرال، «دئيسم» است. اين ديدگاه رابطه خداوند را با جهان طبيعت و انسان به‌گونه خاصي بيان مي‌كند. هرچند دئيستها به چند بخش تقسيم مي شوند، اينجا به تناسب بحث به دو دسته آنها اشاره مي شود:
الف- گروهي از آنها بر اين باورند كه خداوند متعالي جهان طبيعت را آفريده و نظام طبيعي را كه كارآمدترين نظام است، در آن قرار داده، و خود هيچ گونه دخالت تكويني مستمر و هدايت تشريعي ندارد. آنچه نياز ابناي بشر است، بر اساس مشيت الهي در نظام طبيعي قرار داده شده. بر اساس اين ديدگاه، خداوند، همانند ساعت سازي است كه جهان طبيعت را همانند ساعت آفريده و آن‌را به حال خود رها ساخته است و خود به خود و به نحو احسن كار مي كند.‏ نظام اقتصادي نيز جزئي از نظام طبيعي است كه خداوند در آن هيچ‌گونه دخالتي ندارد. براي آنكه نظام اقتصادي به بهترين نحو كار كند و مردم و جامعه را به رفاه برساند، بايد از هرگونه دخالت نيروهاي بيروني در اقتصاد جلوگيري كرد. اين نظام طبيعي اقتصادي به‌وسيله «دست راهنماي» هوچسن (‏francic hutcheson‏) يا «دست نامرئي» آدام اسميت به‌بهترين نحو به بقاي خود براي به سعادت رساندن ابناي بشر ادامه مي‏دهد، بنابراين، در عرصه اقتصادي، هدايت تكويني مستمر خداوند وجود ندارد و نيز به هدايت تشريعي او نيازي نيست.‏
ب- گروهي از دئيست ها منكر هدايت تكويني مستمر خداوند نيستند؛ اما آن را در حد نظارت بر اينكه نظام طبيعي درست عمل كند، محصور مي‏دارند»؛ ولي هدايت تشريعي و وحي را به‌طور كلي منكرند.‏
ديدگاه دئيسم آثار و نتايجي به دنبال داشته كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- بي‏نيازي از قانونگذاري: خداوند متعال بهترين قوانين و ضوابط را در نهاد نظام طبيعي قرار داده است و اين نظام نيز به‌طور خودكار به بهترين نحو كار مي‏كند؛ درنتيجه به بهره گيري از وحي در تنظيم رفتارهاي اقتصادي نيازي نيست. عقل بشر نيز بايد كمك كند تا نظام اقتصادي طبيعي درست درك، مطابق با آن مشي شود.‏
‏2- عدم مداخله دولت: دخالت دولت در اقتصاد، باعث اختلال در نظام طبيعي حاكم بر رفتارهاي اقتصادي مردم مي‏شود. وقتي هركس به‌دنبال منفعت شخصي خود باشد، به‌طور خودكار، نفع عموم تامين خواهد شود؛ البته حضور دولت جهت برطرف كردن برخي موانع و ايجاد كننده نظم طبيعي لازم است.
3- آزادي اقتصادي (آزادي در كار، تجارت داخلي و خارجي و...): فقط در چنين وضعي «دست راهنما» يا «دست نامرئي»، بازارها را به تعادل مي‏رساند؛ چون طبيعت به‌طور خودكار و بدون نياز به دخالت دست خارجي در حال تعادل است. وقتي مردم آزاد باشند و در وضعيت رقابتي به فعاليت اقتصادي بپردازند، تمام بازارها به‌صورت خودكار به تعادل خواهند رسيد. ‏ پي‏نوشت‏:  1- اين نوشتار، تلخيص، تنظيم و بازنويسي جاويد ياري است از كتاب «نظام اقتصاد علوي»، احمد علي يوسفي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1387.

توليد ملي و استقلال اقتصادي    سال91 از سوي مقام معظم رهبري به سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نامگذاري شد كه اين امر نشان از توجه ويژه ايشان درسال جاري به فعاليت‌هاي اقتصادي و تمركز بر بخش توليد و حمايت از كار و سرمايه‌اي است كه در كشور جمهوري اسلامي ايران در جريان است.همواره رهبري نظام به عنوان سكان‌دار كشتي با عظمت جمهوري اسلامي نيازهايي را كه احساس و رصد كرده و تشخيص مي‌دهند كه بايد به طور خاص بر روي آنها تمركز شود، به عنوان محورهاي فعاليت كاري در آن سال تعيين مي‌كنند و امسال هم به همين نحو سال 91، سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني مطرح شده است، در مباحث اقتصادي، توليدي و حفظ سرمايه‌هاي هر ملت، اساسي‌ترين فعاليتي كه در استقلال آن ملت و مملكت نقش اساسي ايفا مي‌كند، استقلال اقتصادي است كه اين استقلال مي‌تواند زمينه جدي براي ساير محورهاي استقلال را فراهم كند.اگر يك ملت از نظر اقتصادي به خودكفايي رسيده و در حد استقلال زندگي كند، ملت با عزتي است كه خداوند متعال هم از آن ملت ابراز رضايت مي‌كند و آن ملت و مملكت را مورد غفران و مغفرت خويش قرار مي‌دهد.بر اين اساس، اصل مسئله توجه به مسائل اقتصادي و رسيدن به خودكفايي اقتصادي از اصول بسيار مهمي است كه خداوند بر آن تاكيد ورزيده و حتي در بسياري از آيات قرآن كريم امور اقتصادي را در حد امور عبادي بيان مي‌كند و به طور مثال خداوند متعال در بسياري از آيات از جمله آيه 43 «سوره بقره» مي‌فرمايد كه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ» و ذكات را كه يك امر اقتصادي است، پس از اقامه نماز بيان مي‌كند و يا حتي از آغاز همين سوره خداوند متعال مي‌فرمايد: متقين چه كساني هستند؟ و سپس مي‌فرمايد: آنان كه ايمان به غيب آورده‌اند و اقامه نماز كردند و از آنچه به آنها روزي داده‌ايم، انفاق كردند و در اينجا هم خداوند موضوع اقتصادي را در كنار مباحث عبادي كه نماز و مباحث اعتقادي كه ايمان به خداوند متعال مي‌باشد، قرار داده است.

كسب روزي حلال
از منظر آموزه هاي اسلامي كسب روزي حلال چه جايگاه و اهميتي در عرصه اقتصادي افراد و جامعه دارد؟  در گفتار و سخنان پيشوايان اسلام سفارش و تأكيد زيادي نسبت به كسب روزي حلال و مشروع شده است، و از آنجا كه روزي حلال تأثير فوق العاده اي در تربيت صحيح افراد جامعه دارد، هر فردي موظف است كه در مورد درآمد و كسب رزق و روزي خودش دقت و حساسيت لازم را به عمل آورد تا تأمين مخارج زندگي اش از طريق حلال باشد. در بيان اهميت اين بحث همين سخن امام حسين(ع) كافي است كه در روز عاشورا به دشمنانش كه غالباً براي دعوت از حضرت نامه نوشته بودند و امام حسين(ع) را خوب مي شناختند و به رغم اين شناخت حاضر به پذيرش حق نبودند مي فرمايد: «دل هاي شما از حرام پر شده است» در اين زمينه روايات زيادي وجود دارد كه به برخي از اهم آنها اشاره مي كنيم: علي(ع) مي فرمايد: «از كي المكاسب الحلال» پاكيزه ترين كسب ها، كسب حلال است. (غررالحكم، ج2، ص1263)
همچنين در دعايي كه آن حضرت از خداوند درخواست روزي حلال نموده و مي فرمايد: «...واكفني بالحلال عن الحرام، و بالطيب عن الخبيث» و مرا به وسيله روزي حلال، از حرام بازدار، و همچنين به وسيله روزي هاي پاكيزه از ناپاكي ها بازدار. (نهج السعاده، باب الدعاء، ص224)
در اين احاديث حضرت درآمد حلال را به عنوان پاكيزه ترين كسب ها معرفي نموده و بدين طريق افراد جامعه را نسبت به اين امر مقدس تشويق مي نمايد. به گونه اي كه حتي در بياني ديگر شرط قبولي و پذيرش انفاق را، به دست آوردن مال حلال و انفاق از آن مي داند»... اصل الامور في الانفاق، طلب الحلال لماينفق» از شرايط مهم و اساسي پذيرش انفاق، به دست آوردن مال حلال جهت انفاق است. (الحياه ، ج6، ص43) علي(ع) در روايتي ديگر از قول پيامبر (ص) مي فرمايد: هرگاه براي يكي از شما مشكلي پيش آمد و سختي زندگي بر شما روي آورد پس لازم است كه از خانه بيرون رفته و روزي حلال به دست آورد و خود و خانواده اش را به ناراحتي نيندازد. (جامع احاديث الشيعه، ج22، ص87) در تعبيري ديگر آن حضرت طالب رزق حلال را به مثابه مجاهد در راه خدا تعبير فرموده اند «الشاخص في طلب الرزق كالمجاهد في سبيل الله» تلاش براي كسب روزي حلال به منزله جهاد در راه خدا است. (همان، 418)
در روايتي ديگر علي(ع) از قول پيامبر اعظم(ص) شرط قبولي و استجابت دعا را كسب روزي حلال و پاك توصيف كرده و چنين مي فرمايد: «من سره ان يستجاب دعوته فليطب مكسبه» رسول خدا(ص) فرمود: هر كس مي خواهد دعاي او مستجاب شود، بايد كسب و درآمد خود را پاك و حلال گرداند. (مستدرك الوسايل، ج2، ص418) آن حضرت در تعبيري ديگر سختي و شدت كسب روزي حلال را از شمشير زدن يك انسان مؤمن بيشتر توصيف نموده و مي فرمايد: «... ضربه السيف علي المومن اهون من الدرهم من حله»... شمشير زدن انسان مؤمن، آسان تر است از به دست آوردن يك درهم از راه حلال. (الحياه ، ج5، ص483)
همچنين علي(ع) از قول پيامبرگرامي(ص) مي فرمايد: پيامبر(ص) در شب معراج از خداوند سؤال نمود كه پروردگارا! چه آرزويي برتر است؟ خداوند جواب داد: اي احمد عبادت ده جزء است كه نه جزء آن بدست آوردن روزي حلال است. پس اگر غذاي تو پاكيزه و حلال باشد تو در حفظ و حمايت من خواهي بود. (جامع احاديث الشيعه، ج22، ص811) و بالاخره سخن نهايي اين است كه مال حرام، عاقبت به خيري را براي صاحب آن به ارمغان نمي آورد و در مسير غيرحق و نامشروع مصرف خواهد شد. امام علي(ع) در اين رابطه مي فرمايد: «من اكتسب مالا في غيرحله يصرفه في غير حقه. هر كس مال و ثروتي را از راه غيرحلال كسب كند، در غير حق آن مصرف خواهد كرد. (همان، ص681)

عوامل جذب و دفع رزق و روزي از ديدگاه قرآندر مقاله حاضر نويسنده با مراجعه به آيات قرآني، معاني رزق و روزي را تشريح كرده و عوامل جذب روزي آسان و فراوان و برخي علل دفع آن را بررسي كرده است .اگر از وجود، كه خود كامل ترين و بنيادي ترين رزق و روزي است، بگذريم، انسان ها همواره نيازمند دريافت انواع و اقسام روزي هستند تا بتوانند نيازهاي بيشمار خويش را در حوزه هاي مختلف جسمي و روحي برآورده سازند.
البته در انديشه اسلامي، انسان حتي در وجود خويش نيازمند توجه و التفات آفريدگارش در نقش ربوبي مي باشد و اگر براي يك لحظه، توجه الهي از وي بازگرفته شود، نيست و نابود مي شود. به سخن ديگر، انسان در كلي ترين و جزيي ترين امور خويش هميشه نيازمند توجه ربوبي است. از آن جايي كه همه چيزي كه از مقام ربوبي به انسان مي رسد، به عنوان رزق و روزي در فرهنگ قرآني و اسلامي تلقي مي شود، مي توان گفت كه انسان همواره چشم به روزي و رزق دوخته است تا به او برسد. اين رزق و روزي چه مادي و چه معنوي و به تعبير قرآني چه از «فوقكم» و چه از «تحت ارجلكم» و چه آسماني و يا زميني، مي بايست از خداوند به انسان و هر موجود ديگري برسد. از اين رو پيوسته بايد چشم انتظار آسمان و عنايت الهي باشد.
هرچند كه در نظام حكيمانه و احسن اسباب و علل، رزق و روزي هركسي و هر چيزي مشخص و معين است، ولي علل و عواملي موجب مي شود تا روزي هركسي دچار تغييرات جزيي و كلي شود. به عنوان نمونه، برخي از كارها موجب مي شود تا شخص درحالي كه مي بايست به سادگي و آساني به رزقي دست يابد ولي به سبب همان كار خويش، نتواند جز به سختي به آن برسد. چنان كه برخي از كارها موجب مي شود تا از روزي و رزق بي حساب بهره مند شود و يا از جايي كه اميد ندارد به روزي دست يابد.
براين اساس علل و عوامل مختلفي در هستي وجود دارد كه موجب تغييراتي در رزق و روزي شخص مي شود. شناسايي و شناخت اين علل و عوامل به ويژه براساس كتاب الهي كه خود آفريدگار و پروردگار بشر است، مي تواند در شيوه رفتار و كردار ما تاثيرگذار باشد. از اين رو به بازخواني، اين علل و عوامل از ديدگاه قرآن پرداخته مي شود.
گستره معنايي رزقدر فرهنگ قرآني، رزق همانند واژه خير، داراي معنا و مفهومي وسيع و گسترده است به گونه اي كه اختصاص به رزق مادي و دنيوي ندارد. از اين رو زبان شناس معروف، راغب اصفهاني با توجه به فرهنگ قرآني، رزق را به عطاياي جاري دنيا و آخرت معنا مي كند؛ (مفردات الفاظ قرآن كريم، ص 351 ذيل واژه رزق) البته اين واژه در كاربردهاي متعارف و معمول به معناي غذا و طعام و قوت روزانه و ضروريات زندگي (لغت نامه دهخدا؛ ج 8؛ ص 10894 ذيل واژه روزي) و يا به تعبير راغب هر آنچه وارد شكم مي شود، به كار مي رود. (مفردات الفاظ قرآن كريم، ص 351) خداوند در آياتي چون 142 سوره انعام و 28 و 34 سوره حج و 19 سوره شورا و 10 و 11 سوره ق، چيزهايي چون شتر و گاو و گوسفند و خرما و مانند آن را به عنوان ارزاق بشر معرفي مي كند كه همان مفهوم متعارف از رزق است. اما در آيات 87 و 88 سوره هود هنگامي كه درباره نعمت خاص خداوند به شعيب سخن به ميان مي آورد، از مقام نبوت به عنوان رزق خاص و نيك ياد مي كند كه بيانگر آن است كه در فرهنگ قرآني، امور معنوي و غيرمادي مانند هدايت و راهيابي به معارف الهي و نبوت به عنوان رزق و روزي نيك و پسنديده به شمار مي آيد. (نگاه كنيد به مجلد سوم الميزان صفحات 137 تا 138 كه رزق حسن را در اين آيه به نبوت و علم و دانش معنا كرده است.)
در آيات 28 و 29 سوره فاطر نيز به انفاق عالمان نسبت به روزي هايي كه به ايشان داده شده اشاره كرده كه بي گمان روزي معنوي و دانش هاي اعطايي به ايشان، مهمترين روزي و رزقي است كه ايشان آن را انفاق مي كنند. (تفسير الميزان، همان پيشين) همچنين آيات 26 و 27 سوره آل عمران، فرمانروايي و حكومت اعطايي خداوند به بندگان و عزت و سربلندي انسان را به عنوان روزي اعطايي خداوند برمي شمارد كه خود اين امر بيرون از دايره رزق و روزي مادي و متعارف مي باشد. افزون بر اين، آيه 82 سوره واقعه، قرآن را به عنوان روزي معنوي و عطاي الهي به بندگان و همه انسان ها معرفي مي كند كه اين خود بهترين گواه بر مفهوم گسترده رزق در فرهنگ قرآني است كه تنها اختصاص به چيزهايي ندارد كه وارد شكم مي شود.
البته اين بدان معنا نيست كه رزق در كاربردهاي قرآن چنانكه گفته شد فقط منحصر به امور مادي و يا معنوي باشد بلكه شامل هر دو دسته از امور مادي و معنوي بلكه دنيوي و اخروي مي شود. از اين رو ميوه ها (بقره آيه 22 و 25 و 126)، گزانگبين و م نّ (بقره آيات 54 و 57)، خرما (نحل آيه 67)، سلوي و بلدرچين (بقره آيه 54 و 57)، حبوبات و دانه هاي گياهي (ق آيات9 تا 11)، باغ و بوستان (همان و سبا آيه 15)، انگور (نحل آيه 67)، چارپايان (انعام آيه 142 و حج آيه 28 و 34) و باران (غافر آيه 13 و جاثيه آيه 5) به عنوان رزق و روزي نيك و طيب معرفي شده است. از اينكه خداوند در آيات 12 سوره شورا و نيز 22 بقره و 31 سوره يونس و آيات ديگر، آسمان را يكي از منابع تامين كننده روزي و رزق برمي شمارد و آب هاي نازل شده را در كنار نبوت و علم به عنوان ارزاق آسماني معرفي مي كند به روشني دانسته مي شود كه رزق در كاربردهاي قرآني دايره معنايي گسترده اي دارد.
نگرش توحيدي و نقش آن در تفكر رزق خواهياگر در آيات قرآني، سخن از منابع روزي چون آسمان و زمين در كنار كار و تلاش به ميان مي آيد، در فرهنگ و بينش توحيدي قرآن اين بدان معنا نيست كه اين امور خود داراي استقلال بوده و به عنوان موثر مستقل عمل مي كند؛ بلكه نه تنها منابع رزق و روزي بشر و انسان ها تنها در دست خداست (ملك آيه 21) بلكه فراتر از آن، خداوند تنها تامين كننده رزق و روزي همه موجودات از جمله انسان ها از آسمان و زمين است. (يونس آيه 31 نحل آيه 73 و فاطر آيه 3 و غافر آيه 13 و آيات ديگر) در تفكر توحيدي، هيچ چيز به طور استقلالي در مسير تامين روزي و يا ايجاد منابع آن و يا تعيين مقدار و زمان ارسال روزي بشر و ديگر موجودات دخالت ندارد؛ بلكه همگي در مسير مشيت و اراده الهي است كه تاثيرگذاري محدودي خواهند داشت. اين گونه است كه پيامبران(ع) ماموريت داشته اند تا اين مفهوم را در باورهاي مخاطبان خويش بپرورانند كه هيچ چيزي بيرون از دايره مشيت و اراده خداوند نيست و نمي تواند تاثيري در رزق و روزي بشر و يا ديگري داشته باشد.
به سخن ديگر نه تنها بتان و يا هر موجود ديگري (نحل آيه 56 و سبا آيه 24) دخالتي در رزق و روزي و تامين آن ندارد بلكه حتي منابع تامين روزي يعني آسمان و زمين نيز در مسير مشيت الهي و طول اراده الهي است كه حركت كرده و تاثيرگذار خواهد بود.
تفكر توحيدي بيان مي كند كه خداوند تنها منشاي رزق و روزي همه موجودات است و اين كه خداوند به سبب آگاهي و احاطه كامل علمي و قدرت در تقسيم و تعيين، بدرستي رزق هر كسي را مشخص كرده و در هنگام نياز به وي مي رساند. بنابراين آگاهي و علم همه جانبه خداوند منشأ تامين رزق همه موجودات هستي است. (عنكبوت آيه 60 و نيز شورا آيه 12) براساس تفكر توحيدي، خالقيت خداوند، منشأ روزي رساني به انسان ها (روم آيه 40 و فاطر آيه 3) و مقام ربوبيت وي مقتضي اعطاي رزق و روزي به بندگان است. (بقره آيه 21 و 22 و اسراء آيه 30 و سبا آيات 15 و 36) براساس تفكر توحيد محوري، نقش مشيت خداوندي در قبض و بسط رزق ها (رعد آيه 26 و اسراء آيه 30 و قصص آيه 82 و ده ها آيه ديگر) و همچنين در عطاي رزق بي حساب نسبت به برخي از بندگان معنا و مفهوم مي يابد. (بقره آيه 212 و آل عمران آيه 27 و 37 و نور آيه 38)
اين تفكر موجب مي شود تا شخص به باوري راستين درباره روزي و رزق برسد و باور كند كه نزول رزق و روزي به اندازه صلاح بندگان و موجودات است. (شورا آيه 27) خداوند در آيه 31 سوره يونس و نيز 73 سوره نحل و 64 سوره نمل فروفرستادن رزق را نشانه اي براي معبود حقيقي بشر و آيتي بر وحدانيت مي داند. (غافر آيه 13 و 14)
اگر چنين تفكري در جامعه رشد پيدا كند و مردم به چنين باوري برسند مي توان گفت كه ديگر كسي نگران رزق و روزي خويش نخواهد بود چه برسد كه براساس اين نگراني دست به كشتن ديگري و يا خودكشي بزنند و فرزندان را به خاطر ترس گرسنگي، به قتل رسانند. (انعام آيه 151 و اسراء آيه 31) البته اين بدان معنا نيست كه انسان ها گرفتار گرسنگي نشوند و يا دچار قحطي و خشكسالي نگردند، زيرا علل و عواملي چون رفتارها و كردارهاي بشر موجب مي شود تا قحطي در كنار زلزله و حوادث مخرب و زيانبار ديگري رخ نمايد و يا موجباتي فراهم آيد كه فساد و تباهي در رزق رخ دهد و روزي و رزقي كه مي بايست به سادگي در اختيار شخص قرار گيرد دور از دسترس وي باشد و يا به سختي بدان برسد. اين همان چيزي كه اين نوشتار بر اساس بيان آن آغاز شده است. بنابراين لازم است كه نگاهي به اين علل و عوامل براساس تحليل قرآني شود و با شناسايي آن ها از آن پرهيز كرده و راه را براي بهره مندي بيشتر و بهتر و آسان تر از روزي فراهم آوريم.
علل و عوامل رسيدن به رزق آسان و فراوان
هر كسي آرزو دارد تا به سادگي و آساني به رزق فراوان مادي و معنوي و نيز دنيوي و اخروي دست يابد و به گونه اي آسايش و امنيت خويش را تضمين كند.
قرآن راه كارهايي براي بيان اين مطلب مطرح كرده كه مي توان گفت ايمان به باورهاي توحيدي بويژه توحيد محض از مهمترين و اساسي ترين آن هاست.
بسياري از مردم به سبب نقصان در توحيد و يا نوعي شرك خفي و اخفي دچار مشكلات روحي و رواني و جسمي در كسب روزي و رزق مي شوند.
از اين رو خداوند در آيات 25 و 212 سوره بقره و آيات 2 و 4 و 74 سوره انفال و آيه 50 حج و 40 غافر و آيات ديگر، ايمان را زمينه برخورداري از رزق هاي مختلف و متنوع الهي بيان مي كند و از مردم مي خواهد كه بينش و نگرش خويش را تصحيح كرده و اجازه ندهند كه باورهاي باطل و شرك آلود، آنان را از رزق و روزي محروم سازد.
عامل مهم ديگر كه در كنار ايمان توحيدي، نقش مهم و اساسي در جذب رزق و روزي ايفا مي كند، اطاعت و عبادت عملي است كه آيات 37 سوره آل عمران و نيز 30 و 31 سوره احزاب بر آن تاكيد دارد؛ زيرا ايمان بايد خود را به شكل عبادت نشان دهد تا محبت و مهر الهي را به سوي شخص جذب و جلب نمايد. از اين رو آيات 25 سوره بقره و 60 تا 62 سوره مريم و آيه 50 سوره حج، عمل صالح را زمينه ساز برخورداري از روزي معرفي مي كند؛ زيرا عبادت و ايمان به خداوند به اشكال مختلف خود را نشان مي دهد كه عمل صالح از نمادها و نمودهاي بارز آن است.
عمل صالح بويژه اگر به گونه اي باشد كه بخشي از روزي و رزق هاي اعطايي خداوند را به ديگر موجودات خصوصاً نيازمندان برساند معنا و مفهوم ديگري مي يابد؛ زيرا شخص نشان مي دهد كه خداوند را منشا رزق و روزي مي داند و باور دارد كه او نه تنها به همه اعمال آگاه است بلكه شخص را به عنوان خليفه ربوبي در طول خويش مي شناسد و اجازه مي دهد كه برخي از روزي ها از راه اين سبب به ديگران منتقل شود.
ضرورت واسطه گري در روزي رساني
درحقيقت شخص با انفاق و پرداخت زكات هاي مالي و معنوي به گونه اي عمل مي كند كه در نقش واسطه فيض ربوبي نشسته است و اين واسطه گري موجب مي شود تا خداوند عنايت ويژه اي به او داشته باشد و رزق بي حساب و همچنين آسان و ساده را در اختيار وي قرار دهد. از اين رو خداوند در آيات 37 و 38 سوره نور و 3 و 4 سوره انفال بر نقش انفاق از روزي هاي خدادادي و پرداخت زكات به عنوان علل و عوامل برخورداري شخص از آمرزش و رزق هاي الهي و فضل و روزي هاي بي حساب تأكيد مي كند. همچنين عدم پرداخت حقوق واجب الهي و زكات و خمس و حقوق فقرا و مساكين از عوامل كاهش روزي به شمار مي رود...
كمك و ياري به ديگران و بهره مند سازي ديگران از نعمت هاي خدادادي چون پناه دادن به مؤمنان و مهاجران (انفال آيه 72) و ياري كردن دين و دينداران (همان) در آيات قرآني به همين سبب به عنوان علل و عوامل بهره مندي از روزي آسان و فراوان مطرح مي شود.
در كنار اين عوامل، خودسازي و تقواي الهي داشتن (بقره آيه 212 و مائده آيه (88 و يونس آيه 31 و طلاق آيه 2 و 3)، توبه كردن از گناه و خطا (مريم آيات 60 و 62)، ياد خدا در همه احوال (نور آيه 37 و 38) و برپايي نماز (انفال آيه 3 و 4 و نور آيه 37 و 38) نيز بسيار موثر است؛ زيرا در راستاي تقويت باورهاي توحيدي است كه خود عامل جذب و جلب روزي بي حساب و آسان است.
جهاد در راه خدا فرصتي است كه زمينه بهره مندي نه تنها شخص بلكه جامعه از نعمت هاي خداوندي را فراهم مي آورد. لذا در آيه 74 سوره انفال به عنوان يكي از علل و عوامل مهم در زمينه بهره مندي از روزي كريمانه الهي مطرح شده است.
البته هر عملي هر چند نيك و صالح تنها زماني مي تواند جلب كننده نعمت و روزي باشد كه برپايه اخلاص در عمل باشد. از اين رو در آيات 40 و 41 سوره صافات بر اخلاص در كارها به عنوان جذب كننده روزي الهي تأكيد مي شود تا انسان ها در عمل صالح خويش به كلمه طيب و پاك يعني نيت درست و خالص توجه يابند.
در تحليل قرآني هر چند كه براي هر موجودي رزق معلومي (صافات آيات 40 و 41) معين شده ولي اين گونه نيست كه تغييراتي در كيفيت و يا چگونگي حتي دست يابي به آن به سبب رفتارها و پندارها پديد نيايد. از اين رو در آيات قرآني بيان مي شود كه چگونه برخي از بندگان رزق خويش را تباه مي سازند و يا زمينه سهل الوصول بودن آن را دگرگون مي سازند و حلال را حرام مي كنند.
در داستاني آمده است كه اميرمؤمنان علي(ع) روزي اسب خويش را به مردي مي دهد تا به كاري در مسجد برسد. وقتي بازمي گردد مي بيند كه مرد افسار اسب را برداشته و رفته و اسب بي افسار در آن جا مانده است. براي خريد افسار مي رود و اتفاقا همان افسار خود را در بازار به مبلغي مي خرد. آن حضرت(ع) مي فرمايد من نيت كرده بودم كه پس از بازگشت همان مقدار پول بابت حفظ اسب به وي بپردازم ولي او رزق حلال خويش را اين گونه حرام مي كند. به سخن ديگر شخص با دزدي كردن روزي كريمانه و حلال و آسان خويش را به روزي ذلت بار و حرام و سخت تبديل مي كند.
اگر جامعه اي در انديشه رزق فراوان و آسايش باشد بايد آن را در پرتو رفتارهاي درست و عادلانه به دست آورد؛ زيرا امنيت و آرامش اجتماعي موجبات جلب و جذب روزي فراوان براي جامعه را فراهم مي آورد. (نحل آيه 112)
انساني كه بخواهد از روزي كريمانه و پاك و پاكيزه برخوردار گردد مي بايست افزون بر نيت صادق و خالص از همه ابزارهايي كه موجب جلب و جذب رحمت الهي مي شود بهره گيرد و اين، زماني امكان پذير است كه شخص باور داشته باشد كه خداوند منشأ رزق و روزي است و فراواني رزق نيز منوط به مشيت الهي است. (بقره آيه 212) آنگاه است كه به سادگي و آساني به روزي مي رسد و يا در صورت نداري و تنگدستي، افزون بر صبرپيشگي، مي كوشد تا با توبه و عبادت، رفع مانع نمايد و محبت خداوندي را جلب و جذب كند تا از روزي بي حساب الهي بهره مند گردد.

راهبرد اصلاح اقتصادي
علي(ع) به مالك فرمود: ... اي مالك! حكمران، نزديكان و خويشاني دارد كه (به دليل نزديكي به منابع قدرت و داشتن ارتباطات كلان و صاحب نفوذ)، همه چيز را براي خود مي خواهند، و به اموال مردم دست درازي مي كنند. تو بايد ريشه اين جريان را در حاكميت از بيخ بركني و بدورافكني (و روي خوش به آنان نشان ندهي، و از آنان در برابر قانون و حقوق مردم و رنجها به مستضعفان طرفداري نكني)، پس مبادا به احدي از اين نور چشمان و خويشان و رفيقان، قطعه زميني (يا امتيازي از اين دست) بدهي، و مبادا يكي از آنان، به دليل نزديكي به تو- در اين امر طمع ببندد كه شركتي درست كند، و ديگران را از نان خوردن بيندازد، و در هرامر اقتصادي دخالت كرده، از ديگران كار بكشد، و خود سودهاي كلان ببرد، كه اگر چنين كردي (و از خدا نترسيدي) بدان كه سودگواراي اين گونه فرصت ها (درآمدها و چپاولها) را آنان مي برند و نه تو، و تنها ننگ آن در دنيا و آخرت براي تو مي ماند (و روسياه دو جهان تو خواهي بود)  - نهج البلاغه، ص1025



Share

چكيده

جهان بيني حاكم بر رفتار اقتصادي، فلسفه نظام اقتصادي است. مقصود از نظام اقتصادي، مجموعه اي از الگوهاي رفتاري است كه شركت كنندگان در نظام را به يك ديگر و به اموال و منابع پيوند مي دهد، و در مسير اهدافي معيّن، به نحو هماهنگ، براي كسب بيش ترين كاميابي اقتصادي سامان مي يابد. در فلسفه اقتصاد، رابطه خدا با جهان طبيعت، در رابطه خالقيّت، ربوبيّت، مالكيّت، احاطه و سلطه و قيّوميّت آشكار مي شود. رابطه خدا با انسان نيز در دو وجه هدايت و رزاقيّت تجلّي مي يابد. در جهان شناسي از ديدگاه علي عليه السلام جهان بي هدف و بيهوده آفريده نشده، و حركت هستي به سمت خدا است. همه چيز براي انسان آفريده شده، و خداوند مالك خزائن غيبي است. دنيا محلّ آزمايش، و هستي، داراي نظام عِلّي و معلولي است. اين ديدگاه، رفتارهاي اقتصادي متفاوتي را پديد مي آورد؛ منابع را محدود نمي داند؛ علل غيبي را در نظر مي آورد و سود را در بهره اقتصادي منحصر نمي پندارد.

از ديدگاه علي عليه السلام انسان موجودي دوبعدي است و رفتارهاي اقتصادي او نيز بايد سمت و سوي الاهي داشته باشد. اين نگاه، آزادي فعّاليّت اقتصادي، عدم دخالت و مالكيّت خصوصي گسترده را برنمي تابد. از جامعه شناسي امام علي، نظريّه اصالت فرد و جامعه برمي آيد. حاكميّت سنّت هاي الاهي بر جوامع انساني، امري مورد تأكيد حضرت است. شماري از اين سنّت ها بر رفتارهاي اقتصادي مردم با جامعه و دولت يا سياست هاي اقتصادي اثر مي نهند. تقوا و ايمان مي توانند پويايي اقتصاد را تضمين كنند. شكر و توبه نيز درهاي خزائن الاهي را به سوي بندگان مي گشايند. سنّت الاهي استدراج چنين معنا مي دهد كه گاهي خداوند به بندگان نافرمان خود نعمت مي بخشد، نه به دليل شايستگي آن ها، بلكه به جهت آزمايش و مجازات در روز موعود و اين ها تفاوت اساسي با اقتصاد رايج سرمايه داري، دارد.



Share

خداشناسي و نظام اقتصادي اسلام

اقتصاد سرمايه‌داري ليبرال در متن فلسفي نفي حضور و دخالت خداوند شكل گرفت

مقصود از نظام اقتصادي اسلام مجموعه‌اي از الگوهاي مطلوب رفتاري در سه حوزه توليد، توزيع و مصرف است، كه از طريق الگوهاي مطلوب روابط اقتصادي (بازارها: كالا، سرمايه، عوامل، مالي) به هم پيوند مي‌خورند.

اين الگوهاي رفتاري و روابط مطلوب كه از مردم و دولت و اقشار و گروه‌هاي مختلف مردم و دولت سر مي‌زند، به صورت سازگار و هماهنگ باهم به صورت اهداف معيني مانند رشد، عدالت، امنيت اقتصادي هماهنگ مي‌شوند. اين الگوهاي رفتاري و روابط مطلوب مبتني بر دو دسته مباني (مباني فلسفي و مباني مكتبي) هستند كه در چارچوب اخلاق و حقوق (فقه اسلامي ) محقق مي‌شوند.

در حقيقت رفتارها و روابط اقتصادي مطلوب، اگر مبتني بر مباني فلسفي و مكتبي، در چارچوب اخلاق و فقه اسلامي در جهت اهداف ساماندهي شوند، اين مطلب نظام اقتصادي اسلام را شكل مي‌دهد. براي مطالعه نظام اقتصادي از منظر اسلام، گام نخست آن است كه مباني فلسفي آن را بشناسيم و تفاوت اين مباني را با نظام‌هاي اقتصادي ديگر از جمله نظام سرمايه‌داري تبيين كنيم.

بنابراين، مراد از نظام اقتصادي اسلام الگوهاي مطلوب رفتاري مبتني بر مباني اسلامي و مراد از نظام اقتصاد سرمايه‌داري همان الگوهاي مطلوب رفتاري مبتني بر مباني مكتب سرمايه‌داري است؛ بنابر اين اگر ما بخواهيم تفاوت‌هاي اساسي اين دو نظام، يعني اسلام و سرمايه‌داري را متوجه شويم، بايد به سراغ ريشه‌ها برويم و ببينيم كه چه تفاوتي بين مباني فلسفي و مكتبي اين دو مكتب وجود دارد و اين تفاوت چه تأثيري در خود نظام اقتصادي گذاشته است.



Share

موضوعات

آمار وبلاگ و پیام صوتی

تعداد بازدید : 499538
تعداد نوشته ها : 720
تعداد نظرات : 37
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 499538
تعداد نوشته ها : 720
تعداد نظرات : 37
ADS

پیام مدیر

لوگوی ما

لوگوی دوستان

سایر امکانات

X